تراکم
(تَ کُ) [ ع. ] (مص ل.) انباشته شدن، انبوه شدن.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی وسیله نقلیه عمومی که روی خطهای آهن در سطح شهر با نیروی برق حرکت میکند، قطار خیابانی (فره).
(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عبور کالا از کشوری به کشور دیگر بدون پرداخت گمرگ.
۲- بخشی از جابه جایی مسافر و کالا بین مبدأ و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد، گذری. (فره).
(تِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیله عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین.
(تِ فِ) [ انگ. ] (اِمص.) انتقال دادن، بردن، جابه جا کردن (مثل انتقال شخص از یک حالت مکان به حالت مکان دیگر).
(تِ فُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی ک ه برای افزودن یا کاستن الکتریسته به کار رود، مبدل (فره).
(تَ نِ) [ اوس. ] (اِ.)
۱- تصنیف ؛ قطعهای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
۲- دوبیتی.
۳- تر و تازه.
۴- زیباروی.
(تِ وِ) [ فر. ] (اِ.) تختههای چوبی ضخیم که در زیر ریلهای راه آهن به طور عرضی قرار میدهند، ریل بند (فره).