تربیت

(تَ یَ) [ ع. تربیه ] (مص م.)
۱- پروردن.
۲- ادب و اخلاق را به کسی آموختن. ؛ ~بدنی سازمانی که برنامه ریزی و اجرای امور ورزشی را بر عهده دارد. ؛ ~معلم مرکزی که دانشجویان را برای تدریس در مدارس یا دانشگاه‌ها آموزش می‌دهد، دانش سرا.

    تربیع

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- چهار بخش کردن.
    ۲- در علم نجوم، روشن بودن یک چهارم سطح ماه در شب‌های هفتم و بیست و یکم هر ماه قمری.

      ترپک

      (تَ پَ) (اِ.) قره قورت، کشک سیاه.

        ترت و مرت

        (تَ تُ مَ)
        ۱- (ص مر.) تارومار.
        ۲- پراکنده، پریشان.
        ۳- (اِمر.) تاخت وتاراج.

          ترتب

          (تَ رَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- پشت سر هم قرار گرفتن.
          ۲- در جای خود واقع شدن.

            پیمایش به بالا