ترقب

(تَ رَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – چشم داشتن، انتظار داشتن.
۲- مراقب بودن.

    ترقه

    (تَ رَ قِّ) (اِ.) نوعی وسیله بازی که دارای ماده منفجره ضعیفی است و بر اثر ضربه یا انفجار تولید صدا می‌کند.

      ترقوه

      (تَ قُ وِّ) [ ع. ترقوه ] (اِ.) هر یک از دو استخوان بالای سینه یکی در چپ یکی در راست که از یک طرف به شانه و از طرف دیگر به جناغ سینه وصل می‌شود.

        ترقی

        (تَ رَ قّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- بالا رفتن.
        ۲- به درجات عالی رسیدن.

          ترقیع

          (تَ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- پاره دوختن، پنبه کردن.
          ۲- قطعات چهارگوش رنگارنگ را کنار هم قرار دادن و دوختن.

            پیمایش به بالا