ترغده

(تَ رَ دِ) (اِ.) به هم کشیده، دردناک شدن عضوی از بدن.

    ترغو

    (تَ) (اِ.) نوعی از حریر سرخ رنگ.

      ترف

      (تَ) (اِ.) کشک سیاه، قره قروت.

        ترف با

        (~.) (اِ.) آشی که در آن قره قروت بریزند.

          ترفع

          (تَ رَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- برتری نمودن، بلندی جستن.
          ۲- سربلندی، غرور.

            ترفند

            (تَ فَ)
            ۱- (ص.) بیهوده.
            ۲- (اِ.) تزویر، حیله.

              پیمایش به بالا