ترکان

(تَ) [ تر. ] (اِ. ص.)
۱- ملکه، شهربانو.
۲- لقب زنان ارجمند، بی بی، بیگم.

    ترکب

    (تَ رَ کُّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) استوار شدن، برهم نشستن.۲ – (اِمص.) سواری.

      ترکش

      (تَ کَ یا کِ) (اِمر.)
      ۱- تیردان، جعبه یا کیسه‌ای که در آن تیرهای کمان را جا می‌دادند و به پهلو می‌آویختند.
      ۲- هر تکه‌ای از نارنجک، خمپاره یا بمب که در اثر انفجار از آن جدا شده باشد.

        ترکمون زدن

        (تِ رِ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) کاری را به ناشیانه ترین شکل انجام دادن، گند زدن، تِر زدن.

          ترکه

          (تَ کِ) (اِ.)
          ۱- شاخه باریک و دراز که از درخت بریده باشند.
          ۲- مجازاً لاغر، باریک اندام.

            ترکه

            (تَ رِ کِ) [ ع. ترکه ] (اِ.) میراث، مالی که از مرده به جا مانده باشد.

              پیمایش به بالا