ترمزاج
(تَ مَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
۱- خوش مزاج.
۲- سالم، تندرست.
(تِ مُ) [ انگ. ] (اِ.) شاخهای از (علم) فیزیک که به بررسی رابطه گرما و صورتهای دیگر انرژی میپردازد. (فره).
(تِ مُ سْ) [ انگ. ] (اِ.) دریچهای اتوماتیکی که نسبت به حرارت حساس است. این دریچه از مخزن سربستهای تشکیل شده که در اطراف مخزن فنری قرار گرفتهاست که در گرما به علت انبساط مایع مخزن منبسط و در اثر سرما به دلیل منقبض شدن مایع، بسته میشود.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- مکانی که مبدأ حرکت و مقصد وسایط نقلیه عمومی است، پایانه. (فره.)
۲- دستگاهی که به وسیله آن اطلاعات به یک سیستم مخابراتی یا الکترونیکی وارد و خارج میشود.
(تُ) (اِ.) شال کمر یا هر پارچهای که آن را مانند گیسو بافته، شلاق مانندی درست کنند و در بازی ترنابازی، بازنده را با آن بزنند.