تعهد

(تَ عَ هُّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) کاری را به عهده گرفتن.
۲- عهد بستن،
۳- (اِمص.) غمخواری.

    تعود

    (تَ عَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) خو گرفتن، خود را به کاری عادت دادن.

      تعویذ

      (تَ) [ ع. ] (اِ.) دعایی که برای رفع بلا و دفع چشم زخم به گردن یا بازو بندند.

        تعویض

        (تَ) [ ع. ] (مص م.) بدل کردن، عوض کردن. ؛ ~روغنی جایی که روغن موتور، فیلتر هوا و مانند آن را در ماشین عوض می‌کنند.

          تعیش

          (تَ عَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- خوش زیستن، خوش گذراندن.
          ۲- (اِ.) گذران.

            تعین

            (تَ عَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- بزرگی و دارایی یافتن.
            ۲- به چشم دیدن.

              پیمایش به بالا