تفتیش

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) تفحص کردن، جستجو کردن.
۲- (اِمص.) بازرسی، پژوهش. ؛ ~ عقاید پرس و جو درباره عقاید دینی و سیاسی مردم برای شناسایی مخالفان. ؛ ~ بدنی الف – گشتن لباس و بدن کسی. ب – بازرسی بدنی.

    تفتیک

    (تَ) (اِ.) کرک، پشم نرم زیر موهای بز که از آن در بافتن شال استفاده می‌کنند.

      تفجر

      (تَ فَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- روان شدن.
      ۲- دمیدن صبح.
      ۳- جوانمردی کردن.

        پیمایش به بالا