(تَ تَ) (اِصت.) آواز به هم خوردن کوبه در و مانند آن.
(تِ) [ ع. تقاء ] (اِمص.) پرهیزکاری.
(تَ بُ) [ ع. ] (مص ل.) برابر شدن، رو به روی هم واقع شدن.
(تَ تُ) [ ع. ] (مص م.) یکدیگر را کشتن.
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.) دیرینه شدن، دیرینگی.
(~.) [ ع. ] (اِ.) جمع تقدمه، پیشکش، هدیه.
(تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تقدیر.
(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – به هم نزدیک شدن. ۲- نام یکی از بحور شعر به معنی متقارب.
(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.) قرین شدن با یکدیگر.
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- با هم بخش کردن. ۲- با هم قسم خوردن.