تکند

(تَ کَ) (اِ.) آشیانه مرغ خانگی، لانه مرغ.

    تکنوکرات

    (تِ نُ کِ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- کارشناس فنی به ویژه در جایگاه مدیریتی و اجرایی، فن سالار.
    ۲- هوادار فن سالاری. (فره).

      تکنولوژی

      (تِ نُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- مطالعه فنون و ابزار و ماشین آلات و مواد اولیه.
      ۲- تجهیزات و روش‌های علمی که در حیطه خاصی به کار برده شود، فناوری. (فره).

        تکنی کالر

        (تِ لِ) [ انگ. ] (اِ.) شیوه فیلمبرداری و چاپ و نمایش فیلم به صورت رنگی.

          تکنیسین

          (تِ یَ) [ فر. ] (اِ.) شخصی معمولاً با مدرک کاردانی که در فن یا صنعتی دارای تخصص و تجربه علمی باشد، فن ورز.(فره).

            تکنیک

            (تِ) [ فر. ] (اِ.) فنی، کار فنی، مجموعه روش‌هایی که بر شناخت علمی مبتنی است، فن (فره).

              تکه

              (تِ کِّ) (اِ.) قطعه، پاره‌ای از چیزی.

                تکه

                (تَ کِّ) (اِ.) بز نر، بزی که پیشاپیش گله حرکت کند.

                  پیمایش به بالا