تلقاء

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دیدار کردن، رو به رو شدن.
۲- (اِمص.) دیدار.
۳- جای دیدار.

    تلقی

    (تَ لَ قِّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) آموختن.
    ۲- ملاقات کردن، برخورد کردن.
    ۳- (اِمص.) فراگیری، آموزشی.
    ۴- دیدار، برخوردن، پذیرش.

      تلقیح

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- بارور کردن درخت خرمای ماده به وسیله داخل کردن مایه خرمای نر به درون آن.
      ۲- واکسن زدن.

        تلکس

        (تِ لِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه ارتباطی برای ارسال و دریافت پیام که با گرفتن شماره مخاطب دستگاه تله تایپ آن به کار می‌افتد و پیام را ثبت می‌کند.

          پیمایش به بالا