تلمیذ

(تِ) [ ع. ] (اِ.) شاگرد، دانش آموز. ج. تلامذه، تلامیذ.

    تلنگ

    (تُ لَ) (اِ.)
    ۱- نیاز، ضرورت.
    ۲- میل، خواهش.

      تلنگ

      (تَ لَ) (اِ.) میوه‌ای است شبیه به شفتالو.

        تلنگر

        (تَ لَ گُ) (اِ.) ضربه زدن با سر انگشت به کسی یا چیزی.

          تله

          (تَ لِ) (اِ.) دام، ابزاری برای گرفتن حیوانات.

            تله پاتی

            (تِ لِ) [ فر. ] (اِمر.) انتقال و ارتباط فکر از راه دور، دورآگاهی (فره).

              پیمایش به بالا