تمشک

(تَ مِ) (اِ.) میوه‌ای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزه ترش و شیرین که از بوته تمشک به دست می‌آید. بوته این میوه ساقه بلند و تیغ دار و در هم پیچیده دارد که با برگ‌های کوچک به طور خودرو در جاهای گرم و مرطوب می‌روید، دارای ویتامین C و قند بوده، ملین و اشتهاآور می‌باشد.

    تمشی

    (تَ مَ شّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) راه رفتن، گام زدن.
    ۲- (اِمص.) پیاده روی.

      تمشیت

      (تَ شِ یَ) [ ع. تمشیه ] (مص م.)
      ۱- روان ساختن، به راه انداختن.
      ۲- سر و سامان دادن.

        تمعطی

        (تَ مَ طّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- دراز کشیدن.
        ۲- خرامیدن.
        ۳- خمیازه کشیدن.

          تمغا

          (تَ) [ مغ. ] (اِ.)
          ۱- مُهر، داغ.
          ۲- مهری که در قدیم پادشاهان مغول به فرمان‌های خود می‌زده‌اند.
          ۳- باج، خراج.

            تمک

            (تَ مَ) [ ع. ثمک ] (اِ.) گیاهی از تیره چتریان که دارای برگ‌های طویلی است و در غالب نقاط می‌روید. دم کرده آن به عنوان مدر و ضد روماتیسم در تداوی قدیم مصرف می‌شده ؛ ابره الراعی، حربث.

              تمکن

              (تَ مَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)
              ۱- جاگیر شدن.
              ۲- دارای جاه و مقام شدن.
              ۳- توانا شدن.

                پیمایش به بالا