تمنه

(تَ مَ نَ) (اِ.) سوزن لحاف دوزی.

    تمهد

    (تَ مَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- گسترده شدن.
    ۲- آسان شدن.
    ۳- توانا شدن بر چیزی.

      تمهل

      (تَ مَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.) کاری را به آهستگی انجام دادن، درنگ کردن.

        تموز

        (تَ) [ معر. ] (اِ.)
        ۱- گرمای سخت، زمان بودن خورشید در برج سرطان.
        ۲- نام ماه اول تابستان و ماه دهم از ماه‌های رومیان.

          پیمایش به بالا