تن

(~.) [ فر. ] (اِ.) درجه بلندی و کوتاهی صدا و آوازها، صدا، صوت، پرده (فره).

    تن

    (~.) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- گوشت ماهی که به صورت فشرده کنسرو شود.
    ۲- نوعی ماهی.

      تن

      (تَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- بدن.
      ۲- جسم.
      ۳- نفر، شخص.

        تن آسان

        (~.) (ص مر.)
        ۱- آسوده، مرفه.
        ۲- تن درست، سالم.
        ۳- تن پرور، خوش گذران.

          تن بها

          (تَ. بَ) (اِمر.) پولی که کسی برای آزاد شدن کسی دیگر از زندان در صندوق دادگستری گذارد؛ وجه الکفاله.

            تن تن

            (تَ تَ) (اِمر.)
            ۱- وزن اجزای آواز موسیقی.
            ۲- از ارکان تقطیع.
            ۳- نغمه، سرود.

              پیمایش به بالا