تنبک

(تُ بَ) (اِ.) یکی از سازها که به آن ضرب هم گویند. آن را از چوب و سفال یا فلز سازند و در یک سوی آن پوستی نازک کشند و به هنگام نواختن آن را در زیر بغل گرفته با سر انگشتان می‌نوازند.

    تنبگ

    (تَ بَ) (اِ.) طبق چوبی بزرگ که بقالان در آن میوه یا اجناس دیگر ریزند.

      تنبل

      (تَ یا تُ بُ) (اِ.)
      ۱- مکر، حیله.
      ۲- افسون، جادو.

        تنبلیت

        (تَ بَ) (اِ.) = تملیت:
        ۱- بار کوچکی که بر بار بزرگ بندند و گاه بر بالای چاروا نهند و بر روی آن سوار شوند.
        ۲- یک لنگ بار، عدل.

          تنبنده

          (تَ بَ دِ)
          ۱- (ص فا.) جنبنده، لرزنده.
          ۲- (اِ.) بنایی که در حال فرو ریختن باشد.

            پیمایش به بالا