اسم فاعل

متشاعر

(مُ تَ ع) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که خود را شاعر پندارد.
۲- شاعرنما؛ ج. متشاعرین.

    متشاغل

    «مُ تَ غ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که از کاری روی برتابد و خود را به کار دیگر مشغول سازد.

      متشاکل

      (مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- موافقت کننده.
      ۲- چیزی که مانند و موافق چیزی دیگر باشد.

        متشبه

        (مُ تَ شَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.) شبیه به چیزی، ماننده به چیزی.

          پیمایش به بالا