اسم فاعل

متواطی

(مُ تَ) [ ع. متواطی ء ] (اِفا.)
۱- موافقت کننده با یکدیگر، سازوار.
۲- کلمه‌ای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد؛ مق. مشکک.

    متوجه

    (مُ تَ وَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- توجه کننده، روی کننده.
    ۲- با حواس متمرکز.

      متورط

      (مُ تَ وَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- به ورطه افتنده، فرو رونده.
      ۲- به کار دشوار افتاده.

        پیمایش به بالا