اسم مرکب

پیش فنگ

(فَ) (اِمر.) عملی است که سربازان با تفنگ انجام دهند بدین طریق: نخست تفنگ عمودی به زمین و مماس با پای راست قرار دارد با یک حرکت تفنگ را با دست راست از زمین بلند کنند و در هوا بچرخانند و پاشنه آن را در کف دست چپ گذارند و با حرکت دیگر دست راست را به جای خود برند.

    پیش قبض

    (قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
    ۱- نوعی از اسلحه.
    ۲- فنی است از کشتی و آن عبارت است از دست بر دست حریف گذاشتن و به انواع مختلف زور زدن.
    ۳- محلی است از قسمت جلو کمر و نواحی مجاور که طرف با دست آن را تواند گرفت.

      پیش بها

      (بَ) (اِمر.) پولی که پیش از دریافت کالا به فروشنده دهند تا هنگام تحویل کالا بقیه پول را بپردازند، بیعانه.

        پیش پرداخت

        (پَ) (اِمر.) پولی که پیش از موعد مقرر به کارگران و حقوق بگیران پرداخت شود، مساعده.

          پیش خانه

          (نِ) (اِمر.)
          ۱- پیشگاه خانه.
          ۲- ایوان.
          ۳- لوازم و اسباب سفر که از پیش فرستاده شود.

            پیش آگهی

            (گَ) (اِمر.) آگهی ای که پیش از زمان پرداخت سند، برای وام دار فرستاده می‌شود، اخطاریه.

              پیش بخاری

              (بُ) (اِمر.) حفاظ مانندی که جلوی بخاری قرار می‌دادند تا مانع از جهیدن آتش به بیرون از بخاری شود.

                پیمایش به بالا