باربری
(بَ)
۱- (حامص.) عمل و شغل باربر.
۲- (اِمر.) مؤسسهای که امور حمل و نقل کالا را به عهده دارد.
(بَ) (اِمر.)
۱- شبکهای معمولاً فلزی که روی سقف اتومبیلهای غیرباری نصب میکنند و روی آن بار میگذارند.
۲- نوار یا ریسمانی که با آن بار را میبندند.
۳- طویله یا اصطبل بی سقف که چهارپایان بارکش را در آن جا میبندند، بهاربند.
(نِ)(اِمر.)۱ – محلی که در آن مال التجاره نگه دارند، انبار.
۲- کیسهای که خریدار اشیاء خریده را در آن جای دهد.
۳- بستههای کالا.
۴- چیزی که در آن پلیدی و نجاست پر کرده از خانه بیرون کشند.
(خَ یْ مِ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- قرارگاه باج گیران در راهها و گذرگاهها.
۲- محصل مالیات، باج گیر.
(کَ یا کِ) (اِمر.)
۱- شاخ یا هر آلت میان تهی که حجام محل حجامت را با آن میمکید و بعد تیغ میزد.
۲- روزنهای برای جریان یافتن باد که در سقف یا دیوار خانه تعبیه میکردند.
۳- دم زرگری و آهنگری.
(کُ نَ) (اِمر.)
۱- نوعی اسباب بازی از جنس لاستیک و به شکل کیسه که آن را پر باد میکنند.
۲- کیسهای پر از هوا در ماهیان.
(اِمر.)
۱- خانه یا مکانی که در معرض وزش باد باشد.
۲- حلقه فلزی که روی قلیان گذارند تا تنباکو و آتش را نگه دارد.