آهار مهره
(مُ رِ) (اِمر.) آهار زدن و با مهره روشن و صیقلی کردن.
[ فر. ] (اِمر.) به مادهای که مانع ادامه حیات و تکثیر و رشد دستهای از باکتریها و عوامل بیماری زا شود گویند، پادزهر، پادزیست (فره).
(زِ یا زْ) (اِمر.)مجموعهای از واحدهای درسی که تشکیل یک رشته تحصیلی را میدهند و میتوان در آن رشته درجه دانشگاهی گرفت.
(قَ لَ)(اِمر.) کوتاه شده آقامیرزا قلمدان.
۱- لقبی ریشخندآمیز که به کاتبان و منشیان دوره قاجاریه میدادهاند.
۲- کسی که از طریق قلم زندگی میکند، میرزا بنویس.
(لِ یا لَ کُ) (اِمر.) حشرهای از راسته قاب بالان که در نواحی بحرالرومی فراوان است ؛ زراریح، آلاکلنگ، اللهکلنگ نیز گفته میشود.
(اِمر.) = آلوبالو: درختی از جنس بادامیها، از تیره گل سرخیان، میوه آن شبیه گیلاس و مزه آن ترش است.