طراوت
(طَ وَ) [ ع. طراوه ]
۱- (مص ل.) تر و تازه شدن.
۲- (اِمص.) تازگی.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را.
۲- (اِمص.) ضمانت.
۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.
(ضَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفتهای را متعهد شدن.