اسم مصدر

طراوت

(طَ وَ) [ ع. طراوه ]
۱- (مص ل.) تر و تازه شدن.
۲- (اِمص.) تازگی.

    طبابت

    (طِ بَ) [ ع. ] (اِمص.) عمل و شغل طبیب، مداوا و طرز معالجه امراض، پزشکی.

      طاعت

      (عَ) [ ع. طاعه ]
      ۱- (مص م.) فرمانبرداری کردن.۲ – عبادت کردن.۳ – (اِمص.) فرمانبرداری.
      ۴- عبادت.

        ضیافت

        (فَ) [ ع. ضیافه ]
        ۱- (مص ل.) مهمان شدن.
        ۲- (اِمص.) مهمانی، مهمانی باشکوه.

          ضیق

          (ضَ یا ض یِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) تنگ شدن.
          ۲- بخیل گشتن.
          ۳- (اِمص.) تنگی، سختی.

            ضمان

            (ضَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را.
            ۲- (اِمص.) ضمانت.
            ۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.

              ضمانت

              (ضَ نَ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
              ۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته‌ای را متعهد شدن.

                ضغطه

                (ظُ طَ یا طِ) [ ع. ضغطه ] (اِمص.)
                ۱- فشار.
                ۲- سختی، تنگی.
                ۳- رنج، زحمت، مشقت.
                ۴- کراهت، اکراه.

                  پیمایش به بالا