(مَ) [ ع. ] (اِمف.) چیزی که در ظرف گذاشته شده، محتوای ظرف.
(مُ ظَ فَّ) [ ع. ] (اِمف.) پیروز، کامروا.
(مُ لَ) [ ع. ] (اِمف.) تاریک کرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ستمدیده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مشکوک، مورد شک و گمان واقع شده.
(مَ طَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) طوق دار، با گردن بند آراسته شده.
(مُ طَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) معطر شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) طمع شده، مورد طمع و آرزو.
(مُ طَ ل لا) [ ع. مطلی ] (اِمف.) پوشیده شده از طلا، دارای لعابی از طلا.
(مُ طَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) نوشته محو کرده شده.