(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نیت کرده شده، قصد شده.
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) نهی کرده شده، باز داشته.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که در کاری نایب و جانشین دیگری شده.
(مُ نَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) روشن، درخشان.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) متعلق، وابسته.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غارت شده، چپاول شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) رنج دیده، سختی کشیده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نکاح کرده، عقد زناشویی بسته.
(مُ نَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقش و نگار داده شده، رنگ آمیزی شده.
(مُ نَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقطه دار، منقوط.