اسم مفعول

محصن

(مُ صَ) [ ع. ] (اِمف.) مردی که ازدواج کرده باشد، مرد زن دار. ج. محصنات.

    محصول

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- حاصل شده، به دست آمده.
    ۲- حاصل زراعت و مانند آن.

      محضور

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- حاضر شده.
      ۲- چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.

        Scroll to Top