اِ. ص

سکسک

(سُ سُ) (اِ. ص.)
۱- زمین بد و نا – هموار.
۲- اسبی که بد و ناهموار راه رود.

    سفساف

    (سَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
    ۱- نابکار، هیچکاره.
    ۲- سخن بیهوده و بی معنی.

      سر حلقه

      (~. حَ قِ) [ فا – ع. ] (اِ. ص.) سر – دسته، سرپرست و بزرگتر یک دسته از مردم.

        ساید بای ساید

        [ انگ. ] (اِ. ص.) یخچال و فریرزی (یخ زن) که از پهلو به هم چسبیده باشد، یخچال – یخ زن همبر. (فره).

          زودانداز

          (اَ) (اِ. ص.) شعر یا سخنی که به بدیهه و بی تأمل گفته شود.

            زن جلب

            (زَ جَ لَ) [ فا – ع. ] (اِ. ص.) ویژگی مردی که زنش بدکاره‌است.

              زرده

              (زَ دِ)
              ۱- (اِمر.) قسمت زردرنگ درون تخم مرغ.
              ۲- (اِ. ص.) اسب زردرنگ.

                پیمایش به بالا