اِ. ص

زر

جعفری (زَ رِ جَ فَ) (اِ. ص.)
۱- زر خالص.
۲- زر منسوب به جعفر برمکی که پس از رسیدن به وزارت دستور داد تا سکه‌ها را از زر خالص بزنند.

    رازقی

    (~.) (اِ. ص.)
    ۱- نام گلی است سفید و کوچک و پرپر و خوشبو که از آن عطر هم می‌گیرند.
    ۲- نوعی انگور که دانه‌های ریز دارد.

      ذوحیاتین

      (حَ تَ) [ ع. ] (اِ. ص.) صاحب دو زندگانی، دوزیستان. در اصطلاح جانور – ش ناسی جانورانی که ابتدا در آب زندگی می‌کنند و هنگامی که نموشان کامل شد از آب خارج می‌شوند و در خشکی ادامه حیات می‌دهند، مانند: غورباقه.

        خلاصه

        (خُ ص ِ) [ ع. خلاصه ] (اِ. ص.)۱ – سخن کوتاه، باری، به هر حال.
        ۲- برگزیده، خالص.

          خل

          (خِ لّ) [ ع. ] (اِ. ص.)دوست، دوست صمیمی.

            خدم

            (خَ دَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ خادم ؛ خدمتکاران، چاکران.

              خدمه

              (خَ دَ مِ) [ ع. خدمه ] (اِ. ص.) جِ خادم ؛ خدمتکار.

                چگال

                (چَ) (اِ. ص.)
                ۱- سختی و به هم پیوستگی جسمی.
                ۲- هر جسمی که ذرات آن در هم فشرده باشد.

                  چپانی

                  (چَ) (اِ. ص.)
                  ۱- کهنه پوش، ژنده پوش.
                  ۲- رند بی سر و پا.

                    پیمایش به بالا