(ص مر.) ۱- اسیر. ۲- خدمتکار.
(وَ) (ص مر.) بزرگ، توانا، باقدرت.
(مَ) (ص مر.) گرفتار، درمانده.
(زِ) (ص مر.) ۱- پاک، نظیف، طاهر. ۲- منزه، مقدس.
(مَ) (ص مر.) برخوردار از پاکدامنی، نداشتن وضع یا کیفیت رفتارهای زشت و ننگین.
(س ِ رِ) (ص مر.)پاک نهاد، پاک – طینت.
(نَ فَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) راستگوی.
(کُ کَ دِ) (ص مر.) آشکار، صریح.
(ص مر.) ۱- تحصیلدار. ۲- کسی که مراقبت از کشتزارها را به عهده دارد. ۳- خدمتکار، نوکر.
(ص مر.) ۱- وارسته، زاهد. ۲- عاشقِ صادق و پاک نظر.