(شُ) (ص مر.) ۱- بی حساب، بی اندازه. ۲- بسیار زیاد.
(ص مر.) ۱- گمراه، منحرف از راه. ۲- بی انصاف. ۳- آن که کارهای ناشایسته کند.
۱ – (اِمر.) کیسه، کیسه پول. ۲- (ص مر.) بی شرم، پُررو.
(ص مر.) بی میل، متنفر.
(خُ یا خَ) (ص مر.) زمینی که از علف و گیاهان هرزه پاک شده باشد.
(بَ) (ص مر.) خوشبخت، نیک – اختر.
(دِ) (ص مر.) دل آگاه، هوشیار.
(دِ) (ص مر.) ۱- آزرده. ۲- عاشق، دلداده.
(نَ) (ص مر.) ۱- بی چیز، تهی دست. ۲- بی چاره، بی سامان. ۳- ناتوان، درمانده.
(بِ هَ) (ص مر.) بی همتا، بی مانند.