صفت مرکب

بدمست

(~. مَ) (ص مر.) کسی که در مستی عربده کشد و شرارت کند، آن که پس از مست شدن هرزه گویی کند.

    بدکاره

    (~. رِ) (ص مر.)
    ۱- آن که مرتکب کارهای بد شود، بدکردار.
    ۲- شریر، موذی.
    ۳- فاسق، زناکار، روسپی.

      Scroll to Top