(~.) (ص مر.) سالمند، مسن.
(بُ زُ) (ص مر.) ۱- شریف، محترم. ۲- باشکوه، با جلال.
(بَ هَ) (ص مر.) ۱- فراهم آمده، جمع شده. ۲- پریشان، مضطرب.
(بُ) (ص مر.) ۱- بارکش. ۲- شکیبا.
(بَ بَ) (ص مر.) ۱- هم وزن، هم سنگ. ۲- مطابق، معادل. ۳- مساوی.
(~. مَ ظَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) آنچه در نظر خوش نیاید.
(~. مِ) (ص مر.)۱ – نامهربان. ۲- بد – اندیش.
(بَ)(ص مر.) دارای شهرت بد، معروف به بدی.
(بَ. نَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)بدنژاد، بد اصل.
(~. نَ) (ص مر.) ۱- بدشکل، زشت. ۲- بسیار نازک و تُنُک. ۳- نشان دهنده تمام بدن.