(~.)(ص مر.)تندخو، زشت خوی.
(~. دِ) (ص مر.) ۱- بزدل، ترسو. ۲- بدگمان.
(بَ) (ص مر.) وحشی، سرکش.
(بَ زَ رِ) (ص مر.)ترسو، بددل.
(~. اَ)(ص مر.) بدعاقبت، بدفرجام.
(بَ) (ص مر.) با اقبال، خوشبخت.
(بِ رَ) (ص مر.) خردمند، حکیم.
(بِ) (ص مر.) شایسته، لایق، درخور، به موقع.
(ص مر.) کسی که نامهها و سندهای اداری را در محلی ضبط کند.
(وِ) (ص مر.) متین، وزین.