(ص مر.) برخوردار، خوشبخت.
(یَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) توانگر، مالدار.
(رَ) (ص مر.) برخوردار، متمتع.
(~. مُ ژِ) (ص مر.) مجازاً: سیاه – چشم.
(~. یِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) هم – خوراک، هم غذا.
(~.) (ص مر.) بخیل، خسیس.
(ص مر.) رییس کاروان، قافله – سالار.
(ص مر.) پادشاه، وزیر، کاردان.
(رَ) (ص مر.) ۱- شایسته، سزاوار. ۲- نافع، سودمند.
(ص مر.) ۱- مخبر، جاسوس. ۲- پلیسی که لباس شخصی به تن میکند.