صفت مرکب

کدخدا

(کَ خُ) (ص مر.)
۱- بزرگ ده، رییس.
۲- مرد زن گرفته و عروسی کرده.

    کدیور

    (کَ وَ) (ص مر.)
    ۱- کدخدای خانه.
    ۲- کشاورز، بزرگر.
    ۳- ریش سفید قوم.

      کاولی ساز

      (وُ) (ص مر.) = کاولی سازنده:
      ۱- صنعتگری که اسباب و آلات زشت و ناهموار سازد.
      ۲- کنایه از کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد.

        Scroll to Top