حلقه
به گوش (~. بِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) مطیع، فرمانبردار.
(حَ. دِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) فرزندی که انعقاد نطفه وی به طریق مشروع انجام گرفته باشد. مق. حرام زاده.
(~ُ. تَّ) [ ع. ] (ص مر.) وجهی که در ازای تدریس به استاد و آموزگار پرداخت شود، آموزانه (فره).
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) (ص مر.) کسی که حساب معاملات و دخل و خرج اداره یا مؤسسهای را در دفاتر مخصوص ضبط کند.