صفت نسبی

آبکی

(بَ) (ص نسب.)
۱- مایع، روان.
۲- کنایه از: بی دوام و نامطمئن.
۳- پرآب.

    آب حوضی

    (حُ) (ص نسب.) کسی که آب حوض‌ها را کشیده و آن‌ها را تمیز می‌کرد.

      ایاقی

      (اَ) [ ع. فا. ] (ص نسب.) آبدار، شرابدار، آشپز، سفره چی، خدمتکار.

        اهلیلجی

        (اِ لَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) اگر دو قوس از دایره – که هر یک از نصف دایره کمترند – بر شکلی محیط شوند و کوژی (یا انحداب) آن‌ها به یک سمت نباشد آن را «اهلیلجی» گویند.

          پیمایش به بالا