(خَ دَ) (مص ل.) خفه شدن.
(خَ بَ) [ ع. ] (مص ل.) تیز دویدن، پویه.
(کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- تهی کردن. ۲- خلوت کردن.
(تَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- برپا شدن، بلند شدن. ۲- پدید آمدن. ۳- عاید شدن، فایده داشتن.
(~. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) خارج شدن خواننده از آهنگ موسیقی.
(حِ) [ ع. ] (مص ل.) کنار افتادن، به یک سو شدن.
(حِ) [ ع. ] (مص ل.) عادت ماهانه زنان.
(حَ وَ) [ ع. ] (مص ل.) کج بین شدن.
(حِ وَ) [ ع. ] (مص ل.) رفتن از جایی به جایی.
(حَ قَ لَ یا حُ قَ لِ) [ ع. حوقله ] (مص ل.) لا حول و لا قوه الا بالله گفتن.