فرومالیدن
(~. دَ) (مص م.)
۱- مالیدن.
۲- مغلوب کردن، مجازات کردن.
۳- فشردن.
(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- مهار شدن.
۲- در جایی فرود آمدن و ماندن.
۳- از شدت و حدّت چیزی کم شدن.
(فُ تَ) [ په. ] (مص م.)
۱- دادن کالا به کسی در مقابل دریافت پول.
۲- وانمود کردن، به رخ کشیدن.