مصدر

فروکش کردن

(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- مهار شدن.
۲- در جایی فرود آمدن و ماندن.
۳- از شدت و حدّت چیزی کم شدن.

    فروکشیدن

    (فُ. کِ دَ) (مص م.)
    ۱- پایین کشیدن، فرود آوردن.
    ۲- در جایی فرود آمدن و اقامت کردن.
    ۳- خوردن، نوشیدن.

      فروگذاشتن

      (~. گُ تَ) (مص م.)
      ۱- مضایقه کردن، اهمال کردن.
      ۲- رها کردن، ترک کردن.
      ۳- گذشت کردن.
      ۴- ضایع کردن.
      ۵- رخصت دادن.

        پیمایش به بالا