فریاد داشتن
(~. تَ) (مص ل.) نک فریاد برداشتن.
(فُ. کِ دَ) (مص م.)
۱- پایین کشیدن، فرود آوردن.
۲- در جایی فرود آمدن و اقامت کردن.
۳- خوردن، نوشیدن.
(~. گُ تَ) (مص م.)
۱- مضایقه کردن، اهمال کردن.
۲- رها کردن، ترک کردن.
۳- گذشت کردن.
۴- ضایع کردن.
۵- رخصت دادن.
(فُ. هِ تَ)
۱- (مص م.) پایین گذاشتن، بر زمین گذاشتن.
۲- آویزان کردن.
۳- (مص ل.) فرو افتادن.
۴- سست شدن.
۵- آویزان شدن.