مصدر لازم فرض گزاردن (فَ. گُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) واجب کرده خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.
مصدر متعدی فرس راندن (فَ رَ. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- اسب راندن. ۲- کنایه از: جستجو کردن، تفحص کردن.