(نَ. کَ دَ) (مص ل.) دستگیری کردن، کمک کردن.
(نَ یا نِ دَ) (مص م.) گذاشتن، نهادن.
(نَ) (مص م.) نک. نواختن.
(نَ تَ)(مص م.) ۱- نوازش کردن، دلجویی کردن. ۲- ساز زدن. ۳- زدن، کتک زدن.
(نُ یا نِ هُ تَ) [ په. ] ۱- (مص م.) پنهان کردن. ۲- (مص ل.) پوشیده شدن، پنهان شدن.
(نَ هَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- آشامیدن، نوشیدن آب. ۲- تشنه شدن.
(نُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- برخاستن. ۲- حرکت کردن، کوچ کردن.
(نِ هَ دَ) (مص م.) پوشیدن، پنهان کردن.
(نَ) [ ع. ] (مص م.) بازداشتن، ممانعت.
(نِ دَ) (مص ل.) ترسیدن.