مصدر

ژکیدن

(ژَ دَ) (مص ل.)
۱- غرولند کردن، زیر لب حرف زدن.
۲- از جا در رفتن.

    زیبق کردن

    (~. کَ دَ) [ معر – فا. ] (مص م.)
    ۱- جیوه مالیدن به شیشه برای ساختن آیینه.
    ۲- نابود کردن.

      زید

      (زَ یا زِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) نمو کردن، افزون شدن.
      ۲- (مص م.) نمو دادن.
      ۳- نامی است از نام‌های مردان.

        زهوق

        (زُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- بیرون رفتن.
        ۲- نابود گشتن.
        ۳- باطل شدن.

          پیمایش به بالا