مصدر

حاضر غیاب

(~.) [ ع. ] (مص ل.) خواندن نامه‌های جمعی برای تعیین کسانی که غایبند؛ چنان که معلم شاگردان را و صاحب منصب سربازان را.

    حاضری

    (~.) (اِ.) غذای (مص ل.) مختصر، غذایی که احتیاج به پخت وپز ندارد.

      حاجت

      برداشتن (~. بَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) مراد خواستن، نیاز بردن.

        چیدن

        (دَ) [ په. ] (مص م.)
        ۱- کندن میوه و گل.
        ۲- برگزیدن.
        ۳- دانه برداشتن مرغ از زمین.
        ۴- بر نظم و ترتیب قرار دادن اشیاء.

          پیمایش به بالا