مصدر

حجر

(حَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- منع کردن، باز – داشتن.
۲- منع کردن دادگاه و قاضی کسی را از تصرف در اموال خویش.

    حجت گرفتن

    (حُ جَّ. گِ رِ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- تضمین گرفتن، متعهد ساختن.
    ۲- دلیل آوردن.
    ۳- بهانه کردن، بهانه قرار دادن.

      حج

      (حَ جّ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- قصد کردن.
      ۲- قصد زیارت کعبه کردن.

        حجامت

        (حِ مَ) [ ع. حجامه ] (مص م.) بادکش کردن و خون گرفتن از بدن از طریقِ مکیدن به وسیله شاخ و تیغ زدن بر محل مکیده شده.

          پیمایش به بالا