مصدر لازم تقلب (تَ قَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- دگرگون شدن. ۲- در کاری به سود خود و به زیان دیگری تصرف کردن.
مصدر متعدی تقطیع (تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- پاره پاره کردن. ۲- تجزیه کردن شعر به اجزا و ارکان عروضی برای معین کردن موزون یا ناموزون بود شعر. ۳- کنایه از: پیمودن.