مصدر

تقبیض

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- فراهم کردن، به چنگ آوردن.
۲- اخم کردن، چهره درهم کشیدن.

    تقتیر

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- در دادن نَفَقه به عیال و اولاد سخت گرفتن.
    ۲- بو بلند کردن از غذا، گوشت.

      تقدیر

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) اندازه گرفتن.
      ۲- (اِ.) فرمان خدا، سرنوشت.
      ۳- (مص ل.) ارج نهادن.

        تقرب

        (تَ قَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- نزدیک شدن.
        ۲- خویشاوند شدن.
        ۳- نزد کسی شأن و مرتبه داشتن.

          پیمایش به بالا