مصدر

تصامم

(تَ مُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به کری زدن، تظاهر به ناشنوایی کردن.

    تصدر

    (تَ صَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.) بالا نشستن، در صدر مجلس جای گرفتن.

      تصحیف

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- خطا خواندن.
      ۲- تغییر دادن واژه با کاستن یا افزودن نقطه‌های آن.

        تصدی

        (تَ صَ دِّ) (مص ل.) عهده دار کاری شدن، مسؤلیت کاری را پذیرفتن.

          تصدیر

          (تَ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- آغاز کردن.
          ۲- در صدر مجلس نشاندن.
          ۳- در آغاز کتاب یا نامه مطلبی را نوشتن.

            تصرم

            (تَ صَ رُّ) (مص ل.)
            ۱- چابکی کردن.
            ۲- بریده شدن.
            ۳- پایداری و بردباری کردن.

              پیمایش به بالا