مصدر لازم تخبط (تَ خَ بُّ) [ ع. ] ۱- (مص م.) تباه کردن. ۲- خرد را تباه کردن. ۳- (مص ل.) بر گزاف و بیراه رفتن.
مصدر لازم تخادع (تَ دُ) [ ع. ] ۱- (مص م.) یکدیگر را فریفتن. ۲- (مص ل.) خود را فریب خورده وا نمودن در صورتی که نباشند؛ ج. تخادعات.
مصدر لازم تحلل (تَ حَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- حلال طلبیدن، بحلی خواستن. ۲- با دادن کفاره از قید سوگند رها شدن.