مصدر

تحنف

(تَ حَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.) به دین حق گرویدن، به راه راست رفتن.

    تحنی

    (تَ حَ نّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- مهر ورزیدن.
    ۲- خمیده شدن، کج گردیدن.

      تحمیل

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)۱ – بار کردن.
      ۲- کاری را به زور به عهده کسی گذاشتن.

        تحویل

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- جابه جا کردن.
        ۲- تغییر دادن.
        ۳- سپردن کاری یا چیزی به کسی.

          پیمایش به بالا