تجنیس
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- از جنس هم قرار دادن
۲- با چیزی مانند شدن.
۳- در ریاضی عدد صحیح را هم جنس عدد کسری کردن.
۴- در علم بدیع از صنایع لفظی است و در آن کوشش میشود الفاظی در کلام آورده شود که دارای صورت یکسان و معنای متفاوت باشند.
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- از جنس هم قرار دادن
۲- با چیزی مانند شدن.
۳- در ریاضی عدد صحیح را هم جنس عدد کسری کردن.
۴- در علم بدیع از صنایع لفظی است و در آن کوشش میشود الفاظی در کلام آورده شود که دارای صورت یکسان و معنای متفاوت باشند.
(تَ یِ) [ ع. تجزیه ] (مص م.)
۱- جزء جزء کردن چیزی، پارههای یک جسم مرکب را از هم جدا کردن.
۲- تحلیل مفردات عبارتها و جملهها طبق قواعد صرف، بدون در نظر گرفتن رابطه و ترکیب آنها (دستور).
۳- تبدیل یک جسم به چند جسم ساده تر مانند ت بدیل آب به آکسیژن و ئیدروژن.